
زمین (هوشنگ ابتهاج) زین پیش شاعران ثناخوان که چشم شان در سعد و نحس طالع و سیر ستاره بود xa0بس نکته های نغز و سخنهای پرنگار xa0گفتند در ستابش این گنبد کبود اما زمین که بیشتر از هر چه در جهان xa0شایسته ستایش و تکریم آدمی ست xa0گمنام و ناشناخته و بی سپاس ماند ای مادر ای زمین امروز این منم که ستایشگر تواماز توست ریشه و رگ و خون و خروش من xa0فرزند حقگزار تو و شکر توام xa0بس روزگار گشت و بهار و خزان گذشت xa0تو ماندی وگشادگی بی کرانه ات xa0طوفان نوح هم نتوانست شعله کشت xa0از آتش گداخته جاودا...
ادامه مطلب